در مسیر زندگی

اکثر اوقات وقتی میرم تو فکر به این نتیجه میرسم که دنیا بدون من اصلا نمیتونست وجود داشته باشه...دلیلش خودپنسدی و عقده ای بودن نیست

علتش یه چیزی تو مایه های اینه که خب اگه من نباشم و وجود نداشته باشم دیگه تصور دنیا بی معنیه واسه من.

میدونم اگه در جمع این حرف رو میزدم همونقدر با تمسخر بهم نگاه میشد که انگار گفته باشم من بصورت پنهانی عاشق نگار فروزنده و سبک بازی او هستم!

از وقتی بانو وارد زندگیم شد...چطور بگم...تماما خود زندگیم شد و واقعا چقدر زندگی قشنگتر شد...طوریکه اصلا یادآوری دوران قبل از ظهور بانو برام سخته...حالا من موندم که

وقتی به امید خدا 8 ماه دیگه فندق بابا به دنیا بیاد و بشه تمام دنیای ما دو تا

زندگی چقدر قشنگتر هم میشه

میدونید...

همیشه با یه ژست روشنفکری میگفتم که بدنیا اوردن بچه اون هم تو این شرایط واقعا خیانته در حق اون بچه

اما حالا فکر میکنم که زندگی یه جشنه که خدای مهربون نی نی ما رو هم دعوت کرده.

با این اتفاق مبارک و فرخنده در واقع ما هم به نوعی وارد چرخه ی روزگار شدیم

بایدخیلی نگران آینده باشم...ولی نیستم...من به خدا و حکمتش و اینکه هر چیزی رو دقیقا به موقع و به دلیل خاصی در مسیر زندگی انسانها قرار میده معتقدم

فقط برای بانو که داره سختی میکشه نگرانم و امیدوارم خدا کمکش کنه....8 ماه خیلیه...هر ساعتش هم دیر میگذره

ولی تنها راهی که به ذهنم میرسه که این هشت ماه رو مدت کوتاهی ببینم اینه که ما فقط همین هشت ماه رو فرصت داریم تا خیلی چیزها رو یاد بگیریم

تا پدر و مادر های کم عیب تری بشیم....

حالا ژست روشنفکری جدیدی دارم!

این خیانته که بخوای پدر بشی و بیخیال این باشی که باید انسان با ارزش تری باشی...

بچه جون ما منتظرتیم که سالم و سرحال بیای پیشمون تا با هم بازی کنیم!

فکر کنم بابا و مامان خوبی بشیم...خیلی خوشحالم...خدا رو شکر

دوستان خوش قلب من...شما هم برامون دعاهای کنید. حتمنا!

/ 44 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محدثه

واقعا بهتون تبریک می گم و هم چنین به بانوی محترم. .اقعا خوشحال شدم اینو شنیدم.... منم تازگیا خاله شدم و میدونم که خیلی حس قشنگیه که خدا یه هدیه ی ناز و کوچولو به آدم میده.... امیدوارم که همیشه خوشبخت و سلامت باشین و یک فرزند خوب و سالم نصیبتون بشه....[لبخند]

آراد

اطمینان دارم موفق میشید عزیزان

سوگل

شما لطف داری زذ جان نه به اندازه ی شما مرسی[گل][گل][گل]

محدثه

خیلی ممنونم مرسی..... من قبلا هم میومدم وبلاگ شما . و اون موقع که نطر میذاشتم اسم وبلاگم گوتگولی بود.... ولی حذف شد متاسفانه الآن اینو درست کردم شومبوسمولی[زبان]

عسل

الکی خرکیف زدم هنوز که فندق نیومده مامان فندق رو از طرف من ببوس [نیشخند] هرچند خیلی نگفتی اما خیلی احساس داشت خیلی بابای گوگولی میشی [زبان] واااااااااااااااااااااااااای خیلی خوشحالم خیلی خیلی تبریک زندگیت همیشه خرم و شاد بشه زی زی جان

نائیریکا

من به خدا و حکمتش و اینکه هر چیزی رو دقیقا به موقع و به دلیل خاصی در مسیر زندگی انسانها قرار میده معتقدم این جمله ات خیلی به دلم نشست . تا چشم تکون بدین این دوران می گذره . امیدوارم بانو و فندق هر دو سالم و سرحال باشن .

فندق

سلام . این دغدغه ها رو همه ماهایی که داریم پدر و مادر میشیم داریم. امیدوارم دنیا برای بچه هامون جای بهتری باشه!

جودی آبوت

منم فندق میییییییییییییییییییییییییییییییییخوام[گریه]

جودی آبوت

منم فندق میییییییییییییییییییییییییییییییییخوام[گریه]

محدثه

نمی دونم که پسر هست یا دختر من خواهر زادم 2 ماهشه، اسمش سپینود هست (دختر) معنیه اسمش: برفی که تو بهشت میاد، اسم همسر بهرام گور زاده شده در سپیده، نور و روشنایی [لبخند]