یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

زن ذلیل ورزشکار

دیروز حسابی فوتبال بازی کردم و کلی حال داد. در واقع خیلی وقت بود که ورزش نکرده بودم... آخرین باری که بیش از 50 متر دویدم حدود 3 سال پیش بود(به این خاطر بود که از اتوبوس داشتم جا می ماندم!)

البته اون روز مجبور شدم حدود 1500 متر بدوم...چون بعد ازاینکه از اتوبوس جا موندم با  حفظ اعتماد به نفس و برای اینکه ضایع نشم و نشون بدم که اصلن قصد من رسیدن به اتوبوس نبوده، به دویدنم ادامه دادم تا در چشم حیران و 100% خندان مسافران ایستگاه به نقطه ای تبدیل شدم!(متاسفانه نه درختی بود که پشتش قایم شوم و نه کوچه فرعی که بپیچونم)

مسابقه فوتبال دیروز در واقع یه فوتبال خیلی ساده بین کودکان و نونهالان پارک بود و من هم جهت مراقبت از برادرزاده ها و خواهرزاده های بانو با آنها همبازی شده بودم.

با اینکه مثل یک اسب پیر هن و هن میکردم، هنوز جوانی و طراوت رو در ساق پاهام میشد احساس کرد...(این ساق پا کجا و آن ساق پا جا!!!) به علت تحرک کم بیشتر نقش خود را به عنوان مربی - بازیکن دنبال میکردم.

در طول بازی اثرگذارم به راحتی آب خوردن یک کودک 8 ساله مرا دریپل زد (البته بعدش ناجوانمردانه با یک تکل دوپا آن طفل معصوم را به هلاکت رساندم) ...یک بار هم که همه توپ را جلوی پای یک پسربچه 5 ساله انداخته بودند تا گل بزند و دست از گریه و زاری بردارد، با یک شیرچه ماهرانه توپ را از آن خود کردم و بسیار شادمانی نمودم! در یک صحنه هم وقتی یکی از همان کودکان نازنین قصد گرفتن توپ از من را داشت با یک چرخش باسن مبارک را به جمجمه اش کوباندم ولی چقر بازی در اورد و از میدان به در نشد، در نتیجه به نیت عبور دادن توپ از بین پاهایش ضربه ای آرام ولی کاری به لای پاهایش وارد ساختم!

بالاخره ندای وجدانم به من نهیب زد که بابا جان این یه بازی معمولی با یه مشت بچه کم سن و ساله و بجای این حرکات سعی کن حداقل یک گل بزنی دیگه!

اما در طول بازی بارها به من و سایرین ثابت شد که سبک بازی من بیشتر به استاد اسدی میخوره... در آخر هم برای جبران اون ضد حالی که به کودک 5 ساله زدم در یک صحنه که توپ زیر پای من بود و او به قصد گرفتن توپ ضربه ای به پای من زد خود را نقش بر زمین کردم تا همه از خنده روده بر شوند و هیچکس متوجه نشد که من واقعن زمین خوردم!

نتیجه اخلاقی: جهت حفظ سلامتی کودکانتان مراقب باشید که با هم سن و سالهای خودشان بازی کنند.


از اونجایی که خود من در عرصه وبلاگستان و آشنایی با وبلاگهای معروف چیزی شبیه یک گلابی هستم، حدس میزنم که اغلب خواننده های اینجا هم یه چیزی تو همین مایه ها باشن!

به نظرم یه جا هست که آدم میتونه با وبلاگهای خیلی معروف آشنا بشه

فیس آف (مناظره بین وبلاگنویس های برتر)

 

پ.ن غیر مستقیم- منفعلانه

100 البته که جای خیلی از ماها (منظورم خودمه دیگه!) در بین کاندیداها خالیه

پ.ن غیر مستقیم-شهادت طلبانه

با حملات انتحاری به کامنتدونی این وبلاگ به ابرقدرتها بفهمانید که به غیر از آنها وبلاگهای دیگری (تابلوه که منظورم کیه!) نیز وجود دارند!

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢
تگ ها :