یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

دعواهای موزیکال

مثل هر دو زوجی بین ما هم مشاجره در میگیره. نکته جالب اینه که هردو زیر لب آهنگ های خاصی رو زمزمه میکنیم

وقتی با هم قهریم و کم مونده که از هم کینه به دل بگیریم

 

من از تو راه برگشتی ندارم، به سمت تو سرازیرم همیشه

تو میدونی اگه از من جدا شی، منم که سمت تو میرم همیشه

البته بعضی وقتا که بانو خیلی دلخور شده و کاملن حق هم داره یه مقدار بیرحمی میکنه و این شعر رو میخونه

همین امشب از غصه ها میمیرم (دور از جونشقلب) انتقاممو از هردوتامون میگیرم

 

وقتی دیگه کم کم داریم دوباره خوب میشیم و تازه آشتی کردیم

 

هنوز می پرستمت ، هنوز ماه من تویی
هنوز مومنم به تو ،که تکیه گاه من تویی

پ. ن

بالاخره رمضان پربرکت و مبارک شد برای من. چرا؟

بچه که بودم خب روزه نمیگرفتم مگر بعضی وقتا اونم کله گنجشکی...بزرگ که شدم فقط آن سه روز مهم رو روزه میگرفتم تازه بدون نماز...بزرگتر که شدم که دیگه واقعن با حلال و حرام خداحافظی کردمخجالت

اما عشق بانو  باعث آشتی من با جسم و روحم شده...

همه روزه هامو دارم میگیرم و حال میکنم با اینگه جلوی چشم و زبانم رو هم دارم میگیرم...این +21 ها هم بخاطر فشاریه که داره بم میادکلافه

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٤
تگ ها :