یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

به عشقت....

مدتی از بانو دور افتاده بودم و حسابی دلتنگش بودم

این شعر رو تقدیم میکنم به تو بانو....تا بدونی که هیچوقت یادم نمیره قشنگترین سین سفره عید هر سالی...

 


تو نزدیکی که ماهی ها به سمت خونه برگشتن
به عشقت راه دریا رو بازم وارونه برگشتن
تو این دنیا یه آدم هست که دنیاشو تو می بینهقلب
کسی که پای هفت سینت یه عمر سیب می چینه
کنار سبزه و سکه کنار آب و آیینه
تموم لحظه های شب سکوتت هفتمین سینه


تو هم درگیر تشویشی مثه حالی که من دارم
برای دیدنت امشب تموم سال بیدارم
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه
هوای خونه برگشته تموم جاده بارونه
یه حسی تو دلم میگه تو نزدیکی به این خونه 

...................

پ.ن: دعای خیرتون بدرقه راه ما باشه...چون داریم میریم مسافرت...وقتی برگشتم دوست دارم رکورد بازدید 400 تا رو هم زده باشید!!! (نظرات رو آزاد گذاشتم...توکل به خدا)

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱٦
تگ ها :