یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

جمع بندی بحث ازدواجی

گویا متاسفانه من در بیان مساله اصلی موفق نبودم و اکثرا به جای ارائه راهکار به بیان علت این عارضه پرداختیم. که البته باز هم از این مطالب میشود استفاده بسیاری کرد چراکه برای حل کردن یک مساله بهتر است ابتدا علل بروز آن را بررسی کرد.

خوب و حالا جمع بندی!

2+2=4

1407+753=چند؟

این کاری بود که من کردم (توضیح بخش واضح ماجرا و پرسش یک سوال سخت).

بعضی از جواب های شما رو در ادامه در کنار سایر جوابها قرار دادم تا شاید بشه به نتیجه منسجمی رسید. به علت کمبود وقت و همچنین سخت تر بودن پرداختن به راه حل من مواردی که به عنوان دلایل این امر مطرح شدند رو جمع بندی میکنم و مطمئنم با توجه به همین دلایل میشه راهکارهای خوبی هم پیدا کرد. (اگه در مورد راهکارها  نظری دارید در همین پست ارائه بدید تا انشالله جمعبندی راهکارها رو هم بتونم اضافه کنم)

در انتها از شرکت شما در این بحث و نظرات مفیدی که دادین تشکر میکنم و پیشنهاد میکنم همه نظر بانو در پست قبل را بخوانند و سرلوحه زندگانی خویش قرار دهند!


دلایل کمرنگ شدن شور و هیجان اوایل دوران ازدواج:

1- غرق شدن در مشکلات زندگی و نبود وقت برای خوش گذرونی و قرطی بازی!

2- فراموش کردن اینکه برای کنار هم بودن چه مسیر پر فراز و نشیبی طی کردیم

3- ذات مضحک انسان و بی ارزش شدن نسبی هر هدف پس از رسیدن به آن (درسته دوست عزیز! در ایران هدف بطور واضحی همون سکصه)

4- بی دردسر و سهل الوصول بودن برخورداری از خوبیهای طرف مقابل (میتونید باز هم ذهنتون رو منحرف کنید)و حتی تبدیل شدن لطف طرفین به وظیفه و درنتیجه بی ارزش شدن خیلی از چیزایی که روزی براشون بال بال میزدیم

5- فکر نکردیم و کاری رو که همه انجام دادن رو بر خودمون واجب دونستیم، بدون اینکه ببینیم شرایطش رو داشتیم یا نه. به گفته یکی از دوستان (گلچهره) باید اول خودمون بدونیم از کل زندگی چی میخوایم و پیش از هرچیزی به خودمون عشق بورزیم.

6- عدم وجود ترس از دست دادن طرف موجب میشه که دیگه برای حفظ اون تلاش شایسته ای نکنیم (متن تاثیر گذار بیتا:حتما باید اون اوراق لعنتی امضا بشه تا بشه رفت زیر یک سقف زندگی کرد. بعد وقتی مطمئن شدی طرف دیگه راه پس و پیش نداره شروع کنید به اذیت کردن همدیگه. ولی وقتی بدونی چیزی مال خودت نیست و هر وقت طرف اراده کنه به راحتی میزارتت میره حواست جمع میشه که ناراحتش نکنی.)

6- حق انتخاب محدود برای خوشگذرانی در ایران و کمبود تنوع در تفریحات (بابا چقدر پیتزا بخوریم یا بریم با ماشین دور بخوریم و به راننده های دیگه فحش بدیم!)

7- تا قبل از ازدواج ما ایرانیها لایق جوایز سینمایی متعددی هستیم و پس از ازدواج از اون کاراکتر مثبتی که بازی میکردیم کم کم خارج میشیم و همون موجودی میشیم که خودمون هم تحملش رو نداشتیم. جالب اینجاست که معمولا طرفینی که با هم از قبل دوست هستند علت علاقه به طرف مقابل رو این میدونن که در حضورش به انسان خیلی بهتری تبدیل میشن و جالبتر اینکه بعد از ازدواج طرف مقابل رو مقصر میدونن که نتونسته به اونها به حد کافی انگیزه برای بهتر شدن بده!

8- خیلی زود رو کردن تمام جذابیتها (به علت نبود جذابیت من که هنوز حتی شروع هم نکردم!)

9- بعضیها به علت عدم آشنایی با مشکلات و حتی عدم توانایی حل معضلاتشون ساده لوحانه هدفشون از ازدواج این بوده که پس از آن زندگی براشون تماما با خوشی  و لذت همراه باشه و به همین دلیل تا به مشکل بر میخورن به جای اینکه در برابرش استقامت کنن و از حل کردنش لذت ببرن، فکر میکنن در ازدواجشون اشتباهی رخ داده و دلسرد میشن.

10- کاپیتان تیم <دلایل> رو در موارد بالا چندبار دیدیم که پا به توپ میشد و اون کسی نیست جز نام: نیاز، نام خانوادگی :جنسی...چه میکنه این نیاز !!! حالا شورت داور مسابقه رو هم گرفته و میخواد بکشه پایین که با تکل قدرتمندانه ایمان تقوی نقش بر زمین میشه. نیاز رو با برانکار به بیرون زمین هدایت میکنن... ببین چه میکنن با این نیاز:(

11- با اینکه دور و برمون رو میبینیم که چه مشکلاتی بعد از ازدواج هست ولی همه فکر میکنن ازدواجی متفاوت خواهند داشت... انتظار عجیبی از ازدواج و طرف مقابلشون دارن (متفاوت بودن) که با برآورده نشدنش کمی سرخورده میشن (ممنون از نظرت بهروز)

12- زن و شوهر مدام به هم چسبیدند و با اینکه از این چسبیدن خسته شدند دوست دارند باز هم به همین چسبیدن ادامه بدن و به اون عادت کنن و به خیال خود در جهت ارتقای رابطه تلاش میکنند. غافل از اینکه گاهی برای قشنگ شدن یک تانگو باید به طرف فضای کافی برای فاصله گرفتن و دوباره برگشتن داد!

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱
تگ ها :