یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

تولدت چه مبارک بود

فکر کنم خودم هم عادت کردم به اینکه ایجا فقط جای خنده باشه و یه جورایی انتظار دارم کسایی هم که اینجا میان، بخندند و شاد باشن. اما من اصلا دلم نمیخواد بازدید کننده محترمی که میاد اینجا فقط بخاطر خندیدن بیاد. اینجا فقط محل خندیدن نیست، بلکه محل رقصیدن هم هست. تولد عشقمه (26 اردیبهشت بود)

پس بیایید وسط

تشویقتشویقهوراتشویقتشویق


چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک

دوبس دوبس دیدیدیکسسس

دختر آبادانی بیقراره
دختر آبادانی بیقراره
عاشق شده و خبر نداره
عاشق شده و خبر نداره
از کوی دلم تو گذر کن
از کوی دلم تو گذر کن
سری بر بالا ما رو نظر کن
سری بر بالا ما رو نظر کن
جوااااااااااااااااااااااااااب

هله هله هله هله هله هلله
هله یارم هله یارم هله یارم
کمر باریک تنت
مروارید سرت
کمر باریک تنت
مروارید سرت

دو برگ مروارید
از هل و از هل و
گلاب سرت کنم

قعره سیت میرم
چارقد سیت خرم
النگون و گوشواره از بهر از بهر
از بهر سوغاتی سیت آرم

(خرجمون رفت بالا عوض کن آهنگو...البته کماکان بلرزوووووون)

لب کارون چه گلبارون
میشه وقتی که میشینن دلدارون
تو قایقها دور از غمها میخونن نغمه خوش روی کارون
هرروز و تنگه غروب تو شهرما
صفا داره لب شط پای نخلها
چه خوبو قشنگه لب کارون چه گلبارون

(برو تراک بعد)

تو سفر کردی بسلامت
تومنو کشتی زخجالت
دیگه حرف اشتی نباشه باتو قهرم تا بقیامت
باتو قهرم تا بقیامت
تو سفر کردی بسلامت
تومنو کشتی زخجالت

(ای بابا! تا کار دستمون ندادی برو فولدر بعدی)

دیییریدیدیریییییییین، ریدی ریدیدیییین

دیییریدیدیریییییییین، ریدی ریدیدیییین، دیییریییدی دیدییین

(آهااا این خوبه، عشق لاتی هاش بیان)

هرچقدرناز کنی
ناز کنی
باز تو دلدار من

ریدی ریدیدیییین


هرچقدر اشوه کنی
اشوه کنی
باز تو غمخوار منی

ریدی ریدیدیییین

با با کرم بابا کرم
دوست دارم دوست دارم


بانو جونم، آخه بانو جونم
دوست دارم دوست دارم

دوسم داری و دوست دارم

دوسم داری و دوست دارم

....

تو خشگلا لول بخورو دید بزن
دید بزن

تو هیکلا وول بخورو دید بزن

جمال مهوشو ببینو باز دید بزنخوشمزه

(اینا مجردیه-بد آموزی داره- از این سی دی سوسولیا بزار)

آره تو محشری از همه سری
تو یک افسونگری یا حور و پری

سر نبش بهار خونه داری
نشونی توی هر گلخونه داری
به هر دشت و دمن شکوفه کردی (میدونید که یعنی چی؟ شکوفه = تگری)
که عاشقی چو من دیوونه داری

بگو چی صدات کنم
نرو بذار نگات کنم
دلم میخواد دلم میخواد
جونمو فدات کنم

دین دین دینگ دیری رینگ

دین دین دینگ دیری رینگ

تو خوده نمره ی بیستی
تو مثله هیچ کسی نیستی
کسی مثل تو ندیدم
توی قصه م نشنیدم
نه قدیما و نه حالا
هیشکی نیست اون قد بالا (به عبارت دیگه: بابا تو کی هسسی یه موجود خاصصی، از همه سری! یاللا یالا رقص و شادییییی !!!!  رقص و شادییییی - خوب از آهنگ منحرف نشیم-)
کسی مثل تو بلد نیست
هم بخواد یک باشه هم 20
تو رکوردا رو شکستی
دیروز یه قابلمه شستی!!!تشویق
تو خود نمره ی بیستی
تو خود نمره ی بیستی

داره خوش میگذره نه؟؟

یه موزیک آروم بزارید تا کیک رو تقسیم کنیم

ای گوهر نایاب، من بی تو میمیرم
چون ماهی دور از آب، من بی تو میمیرم
ای سوز من ای ساز من، ای علت آواز من
جان از تو میگیرم من بی تو میمیرم

من خسته ی عشقم پا بسته ی عشقم
جان از تو میگیرم من بی تو میمیرم

ای همسفر آهسته تر!! ای همسفر.... آهسته تر!!!(صبر کنید کیک به همه میرسه...هوووی آرووووم!!!)

ایثار جان در پای جانان هرگز آسون نیست (تولد گرفتن و سوپریز کردن بانو از این هم سخت تره)
فرهاد جان بر کف در این دنیا فراوان نیست
من زنده کردم قصه ی فرهاد دوران را
من زنده کردم نام هر نشکسته پیمان را

جان از تو میگیرم من بی تو میمیرم
ای گوهر نایاب من بی تو میمیرم
چون ماهی دور از آب من بی تو میمیرم

دوستت دارم همسر قشنگم.

هیچوقت اون لحظه که برای فوت کردن شمع ها تامل کردی تا بهترین آرزو رو انتخاب کنی یادم نمیره. معلوم بود که عاشقانه دنبال قشنگترین آرزو برای هردوتامون هستی. معلوم بود که برآورده میشهچشمکقلب

آره آره او او او او
دوست داره او او او او
آره آره او او او او
دوست داره او او او او

یک پسری مثل من عاشق و بیقراره
یه دختری مثل تو قشنگ تر از ستاره
یک پسری مثل من همش در انتظاره
یه دختری مثل تو چرا باور نداره


چکار کنه این عاشق خجالتی
با تو میخواد بشینه پای صحبتی
( چه صحبتی)
میخواد بگه دوست داره روش نمیشه
یه لحظه یاد تو فراموش نمیشه
دوست دارم رو توی چشماش بخون
اسم قشنگت و رو لبهاش بخون
اگه نگفته با تو از راز دل
از لابلای همه حرفاش بخون
از لابلای همه حرفاش بخون

آره آره او او او او
دوست داره او او او او
آره آره او او او او
دوست داره او او او او

او او او او او او او او

 

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩
تگ ها :