یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

رفیق بی کلک مادرزن!

من علاقه ای عجیب به مادرزنم دارم. به نظرم درستکارترین آدمه و همیشه هم به ما کمک میکنه و تنها کاری هم که میتونم بکنم اینه که ازش تشکر کنم.

این الطاف مدام ایشون و تشکرهای من باعث شد که یکی از سوتی های جالب سال ٨٩ رو ٢ شب پیش به لیست سوتیهای جالبم اضافه کنم


زن ذلیل: شب شما بخیر حاج خانوم

مادرزن: نوش جان

 فرار به سمت رخت خواب و سپس قهقهه

 

پ.ن:

میگم این خوراک خوان چیه؟ ببینید اگه این وبلاگ داره، مشترکش بشید که تا من آپ کردم بتونید بخونید.

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٧
تگ ها :