یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

لباس شویی

امروز لباس های محل کار همسر عزیزم رو با احترامات فائقه شستم و در یک حرکت مذبوحانه پیشنهاد اتو کردنشان رو هم دادم که ابتدا طبق معمول (مثل همه پیشنهادهای دیگرم) رد شد


و تا خانم آمد بفهمد که چه پیشنهاد مناسبی رو رد کرده من از اتاق رفته بودم.

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
تگ ها :