یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

کتک خوردن جلوی مادر زن

دیروز یک لحظه جسارت نموده و با ارباب خود اندکی مخالفت کردیم و ایشان به طرفة العینی انگشتان دستم را چنان با مهارت پیچاند که حتی فرصت نکردم بگویم آآآخ.

مادر زن عزیزم هم رویش را برگردانده بود و به هیچ وجه نمیخواست خورد شدن یک مرد توسط یک زن رو ببینه.

خود را از چنگال آن نازنین به در بردم و جلوی آینه کبودی های دور گردن و بازو رو نگاه میکردم. با خود گفتم که برای خودت داری مرد میشوی. یک مرد قوی که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد.

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧
تگ ها :