یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

بدترین احساس در یک خیابان شلوغ !

خیلی حس بدیه که در یک خیابان شلوغ و پر ازدحام مشغول قدم زدن باشی و حس کنی  که یه عمره که تنهایی!

این احساس تنها بودن در جمع خیلی حس بدیه

اما باید دونست که هیچکس تنها نیست...

کسایی که عاشق هستند دیگه هیچوقت تنها نیستند

اونهایی هم که هنوز عاشق نشدند فقط کافیه که به خدا به عنوان یه همراه همیشگی ایمان داشته باشند...

خوشبختانه من علاوه بر خدا یه فرشته هم دارم که تا آخرش باهامه و هیچوقت تنهام نمیزاره... خیلی نوکرتم بانو جان

اگه به این درجه برسید که به حمایت های خدا ایمان داشته باشید و بدونید که هیچوقت شما رو تنها نمیزاره...اون وقت توی یک خیابون شلوغ و پر ازدحام وقتهایی که تنها  هستید بدترین حسی که میتونی داشته باشی اینه که ...

در حین قدم زدن شورت مبارک سر بخوره و بره لای اونجایی که نباید بره و با هر قدمی که برمیداری این حس انگولیدگی بیشتر و بیشتر مثل خوره بیافته به جونت طوری که حاضر باشی برای رها شدن از این حس بد و غیراخلاقی وجود جمعیت رو ندیده بگیری و با یک سری حرکات  و کش و قوس های کلیشه ای و تکراری و تابلو!!! اون تکه پارچه ی ناخلف رو از منطقه ی ممنوعه خارج کنی...

حس بدتر از این میدونید چیه؟

اینه که کلی زحمت بکشی و بیخیال آبروی خودت در چشم حضار بشی و اوضاع رو به حالت نرمال برگردونی... اما بعد از چند قدم ببینی که روز از نو روزی از نو !

.....................

مناسبت این متن:

خانم های عزیزی که برای روز مرد به همسرشون شورت هدیه میدهند لطفن شورت ها رو در اندازه ی واقعی خودش تهیه کنند...نه خیلی گشاد که چین بخوره و بره فی ما بین شوهرتون و نه خیلی تنگ که خدایی نکرده از ناحیه ی دیگه هم  دچار احساس بد نشوند...ترجیحا همسرتون رو با خودتون ببیرید که پرو کنه...و یا اگه قصد سورپرایز کردن دارید میتونید از آقای فروشنده یا هر رهگذری که هم سایز اقاتون بود بخواید که بپوشه و چند قدم راه بره ببینه راحته یا نه...

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
تگ ها :