یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

این مطلب را برای هشت نفر بفرست (تکراری نیست بخدا)

برید تو فاز خوندن ایمیل:

.

.

این تجربه برای من درس بزرگی بود...امیدوارم برای همه بفرستیدش تا شاید بتونید به دوستان خود کمکی کرده باشید

.

.

دیروز که برای برداشت از عابر بانکم به خودپرداز مراجعه کردم با مساله ی عجیبی رو به رو شدم. در واقع روی صفحه مانیتور متن جدیدی دیدم

درست در لحظه ای که خواستم کارتم رو در شکاف خودپرداز فرو کنم روی مانیتور نوشت

جان مادرت یواش!


اما با خودم گفتم این همه موقع وام گرفتن از بانکها داد زدیم یواش!!! یواش!!! حالا نوبت ماست

وقتی کارت را وارد دستگاه کردم برایم پیغام داد

: شناسایی کاربر با خطا مواجه گردیده است

چند بار دیگه امتحان کردم ولی دیدم همین خطا رو میگیره

گفتم حتمن دلخور شده

به رئیس بانک مراجعه کردم تا از دلش در بیارم

رئیس بانک گفت این دستگاه ما تازه کاره ولی این پیغامی که داده یعنی اطلاعات کارت شما در اثر مجاورت با گوشی موبایل از بین رفته.

زز: میدونی رئیس، حدود 2 ماه بود که پول نداشتم و به عابر بانک سرنزدم

رئیس بانک: خب

زز: میگم نکنه به همین دلیله که منو از یاد برده

رئیس: نه قربان، علتش همونیه که عرض کردم

زز: اما من خیلی احتیاط میکنم که کارت و گوشیم رو کنار هم نزارم...مطمئنم که علتش این نیست...

رئیس: امروز دستشویی رفتید؟

زز: بله ... جای شما خالی...اما چه ربطی داره؟

رئیس: احتمالن همونجا تررر زدی به کارتت!

زز: کارتم رو تو شورتم که نمیزارم!

رئیس: کار خوبی میکنی...شورت جای امنی برای نگه داری کارت و مدارک نیست

زز: حالا از شوخی گذشته...موبایلم رو تو جیب پیرهنم نزاشتم که بخواد به کارت آسیب بزنه

رئیس: تو جیب شلوارت گذاشتی

زز: بله

رئیس: جیب سمت چپ؟

زز:بله

رئیس: حتمن بی صداش هم کرده بودی که اگه زنگ خورد تابلوبازی نشه

زز: آره بابا...زود بگو جون به لبم کردی...دارم میمیرم از استرس

رئیس: خب شما اگه به تصویر آموزشی بالای سر من نگاه کنی بهتر متوجه میشی

زز: اوکی توضیح بده!!!

رئیس: ببینید...در اینجا میبینید که قربانی از روی ساده لوحی و جهت ایجاد فاصله بین کارت بانکی و موبایلش...یکی را در جیب پیراهن و یکی را درون جیب سمت چپ شلوارش میگذارد

زز: چرا سمت چپ؟ چون به تخم چپ نزدیکتره؟

رئیس: نخیر...چون معمولن جیب سمت راست پر از پول خرد و کلید و سوئیچ است

زز: د بگو بابا ساعت کاری بانک تموم شد

رئیس: آرام باش گلم...در تصویر بعدی میبینید که شخص برای قضای حاجت خود روی سنگ توالت نشسته است

زز: بله...چقدر هم جزئیات رو قشنگ ترسیم کردید

رئیس:  تمام شد جانم...نشستن همان و کنار هم قرار گرفتن گوشی موبایل و کارت بانکی نیز همان!

....

این مطلب را برای همه ی دوستان خود بفرستید...شاید توانستید از سوختن یک کارت جلوگیری...برای هشت نفر بفرستید و نیت کنید...مطمئن باشید وقتی در توالت هستید خبر خوشی بدست شما خواهد رسید.

یک نفر تنبلی کرد و نفرستاد گوشی موبایلش افتاد تو چاه...اگه شک کنی و دروازه های قلبت رو بروی این پیام قفل کنی، مطمئن باش یه روزی در توالت روت قفل میشه

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢۸
تگ ها :