یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

مکالمات مردمی

با سلام خدمت دوستان و عرض شرمندگی از اینکه کامنتها رو بی جواب میزارم اکثرن...اوضاع مناسبی ندارم برای همین حس و حالش نیست...دیشب هدیه ولنتاینم رو از همسر عزیزم دریافت کردم ... یه عروسک خیلی خیلی بانمکه... یعنی الان دوست دارم زودتر برگردم خونه دوباره ببینمش...در نتیجه به مناسبت سرذوق بودن ما...چندتا کلیپ طنز تقریبن واقعی تحت عنوان مکالمات مردمی براتون پخش میکنم....

................................مکالمات مردمی 1..............................

موقعیت: درون اداره..........زنگ موبال یکی از همکارها بصدا در میاد

دی ری.. ری ری دی ری..دی ری. ریییی

-: این زنگی که برای موبالیت گذاشتی مال کارتون بینوایانه؟

**: نه...

-: آهان مال سریال پوآرو هستش!...یادش بخیر

**:نه بابا این آهنگ فیلم پدرخوانده است! (تعجب از اینکه طرف تا الان مگه تو مریخ زندگی میکرده  که این آهنگ رو نمیشناسه؟)

-:فیلم شاهکاریه...فکر کنم تا حالا 5-6 بار دیدمش...عجب فیلم قشنگی بود!!!...

**: واقعا؟!!!

-: آره خیلی قشنگه حتمن ببینش

**: نه منظورم این بود که واقعن 5-6 بار دیدیش؟

-: به جان تو سیر نمیشم از این فیلم...عاشق اون صحنه شم که کوسه به قایقشون حمله میکنه بعد یارو کپسول اکسیژن رو تو دهن کوسه با وینچستر میترکونه !

 

................................مکالمات مردمی 2..............................

موقعیت: درون تاکسی...........مکالمه بین راننده و مسافر پشت سرش

مسافر: آقا تهران ویلا رسیدی نگهدار

راننده: چشم...

مسافر: رد نکنی جان تو

راننده: باشه عزیز...3-4 تا چارراه دیگه مونده

....بعد از چند دقیقه

مسافر: اینجاست؟

راننده: نه قربان...هنوز برق آلستوم هم نرسیدیم

مسافر: برق چی؟!...

راننده: داوینچی!

مسافر:...آهان.

....بعد از چند دقیقه

مسافر: آقا نرسیدیم؟ رد نکنی

راننده: بعد اون پل پیادت میکنم

مسافر: جناب من تهران ویلا پیاده میشم!

راننده: بابا جان همونجاست دیگه

....موقع پیاده شدن مسافر 200 تومن کرایه میده....

راننده: 400 تومن میشه داداش

مسافر:  200 بیشتر نمیدم ... کرایش 200 بیشتر نیست!

راننده: داداشی از آزادی تا اینجا رو چطور میگی 200؟

مسافر: عزیز... این مسیر هر روز منه!...یه عمره دارم این مسیر رو میرم و میام!

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٥
تگ ها :