یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

بخاطر یه مشت آمار

در ارزیابی هر عملی خیلی مهمه که هدف از اون حرکت مشخص باشه

در ارزیابی هر انسانی هم باید دید که طرف برای چه اهدافی تلاش میکنه

متاسفانه خیلی از ماها خیلی جاها بازیچه ی اهداف تصنعی یک جریان هوشمندانه شدیم...نمونه ی بارزش رو در بازی های رایانه ای میشه دید...طرف بجای کسب موفقیت در زندگی واقعی افتخارش اینه که هیچکی تو کانتر استرایک حریفش نیست...اصلن لامصب بقدری با هوش و با استعداده! ندیدم تو هیچ کدوم از بازی ها کم بیاره...حیف که استعدادش رو جای دیگه بکار نمیبره...

یا مثلا در هند یه مدت افتخار پدر و مادر این بود که گل پسرشون بصورت ذهنی میتونه حاصل ضرب اعداد 4 رقمی رو حساب کنه...و  هر خانواده ای سعی میکرد در این امر بسیار مهم و حیاتی رو دست بقیه بلند بشه!

در یه دوره ای هم حفظ قرآن کریم شده بود مایه ی کل کل...یکی مثل تیمور لنگ حتی برعکس هم بلد بود قرآن رو بخونه یکی دیگه صفحه و شماره خط میگفتی آیه رو برات میخوند...به خشک مقدس ها بر نخوره...من از فاجعه ی سطحی شدن اهداف میگم

یارو بقدری اطلاعات فیلم و سریالش آپ دیته و با افتخار اسم هر بازیگری که قیافش برات آشناست رو میگه که از خودت شرمنده میشی...مسلمن پشت اون قیافه ی با اطلاعات ساعت ها وقتِ تلف شده و فرصت از دست رفته رو میشه دید

من تعجب میکنم چرا هیچکس به داشتن ارزشهای واقعی مثل با اخلاق بودن، خیرخواه بودن، چشم و دل پاک بودن و ... پز نمیده؟!!

دلیلش فکر کنم اینه که پز دادن کلن مال آدمهایی با ارزشهای پوشالیه...حتی هرجا ببینم یکی داره از خوبیهای خودش زیادی میگه و اصرار داره که آدم خوبیه بهش شک میکنم

آدمیزاد بقدری هوشمنده و در همون حال احمق که براحتی میتونه خودش رو گول بزنه...و به این گول زدن معتاد میشه...بله !!!

همه ی اون افتخارات پوچ که اتفاقا ممکنه برای خیلی ها از هر چیزی هم مهم تر باشه در واقع مثل یک افیونه...یه ماده ی مخدر که ببردت به خلسه و کیفور بشی از اینکه بالاخره یه پخی شدی...از خیلی ها بهتری...اما غافلیم از اینکه فریب خوردیم و سالهای عمرمون رو برای هدفی پوشالی و رقابت با یک سری آدمهای بی هدفتر از خودمون تلف کردیم...و این وسط کی سود اصلی رو میبره؟

دلال اون افیون! همونی که اون هدف رو برات رنگ و لعاب میده و به چشمت باارزشش میکنه

در وبلاگنویسی هم یه همچین پرتگاهی هست...طرف به جای اینکه بره به زندگیش سر و سامون بده تمام فکر و ذکرش میشه اینکه آمار امروزش بهتر شده یا نه...بعضی ها که میرن برای همه کامنت میزارن و تعریفشونو میدن...بعضی ها که به اون حد از آمار راضی نیستند میرن دنبال لینک گرفتن از وبلاگهای پربازدید تر

غافل از اینکه تمام این زور زدنهاشون میشه پول برای اون سیستم وبلاگدهی و همچنین اون سیستم نمایش آمار بازدید کننده ها! مثلا دقت کردید وبگذر چقدر هوشمندانه کرم بازدید بالا رو میندازه به جون آدم... یه بابایی از اینکه به صورت همزمان چندین نفر در حال خوندن وبلاگش بودند بقدری خوشحال شده بود که میخواست از پوست خودش بزنه بیرون...خدا رو شکر که این اتفاق نیافتاد و اون گه هنوز درون پوشش پوست آدمیزاد باقی مونده...

یک دسته هم از افراد بازی خورده هستند که از بس این بازی رو جدی گرفتند شروع کردند به نقشه کشیدن و توطئه کردن و باندبازی و برای من کاملا قابل احترام هستند...چراکه نمونه ی بارز این مثل هستند که حماقت انسان بی انتهاست...

این وسط یه گروه دیگه هستند که حداقل در ازای زحماتی که میکشند به واسطه مخ زدنهای خوبشان و حماقت یا کرم طرف مقابلشان توانسته اند در یک بازی جدی تر و پیچیده تر وارد شوند...باز هدف اینها در مقابل آمار بازدید خیلی خیلی ارزنده تر است.

نتیجه گیری:

پشت هر وبلاگ موفقی در جلب آمار بازدید بالا یا یک نویسنده ی خوش ذوق نشسته یا کسی که به بازی گرفتن سایرین رو خوب یاد گرفته مثلن از خوشکل و باکلاس و عریان و برهنه بودن گفته یا اینکه با برگزاری مسابقه و نظرسنجی و کل کل سایرین رو بازیچه ی خودش کرده و از وبلاگهای پربازدید آویزان شده...

بیچاره اونایی که با وبلاگهای خوب و خواندنی که تعدادشون اصلن کم نیست آشنا نشدند و در این وبلاگستان یا بازیچه ی بلاگرهای دیگر شدند یا بازیچه ی  عقده های برطرف نشده ی خودشون در دنیای حقیقی

وصیت نامه:

هرکه هر جوری میخواهد باشد و هرجور که دوست دارد وقت و انرژی و حتی انسانیت خودش را بفروشد...از ما گفتن بود!

ای دختران جوان !!! خودتون مراقب عصمت خانوم و عمه عفت باشید...تا وقتی که ساده لوح باشید و سهل الوصول این یکی گولتون نزنه...اون یکی که بعدن میزنه!

راستی در راستای همین بازیچه نبودن از این به بعد خیلی خیلی کمتر میام اینجا ولی قول میدهم تقریبن هر 4-3 هفته یکبار آپ کنم...شما هم چقدر اهمیت میدهید انگار!

نظرات اینجا رو طبق روال این چند مدت آزاد میزارم...خطاب به اون افراد خاص : لطفن ذات خودتون رو اینجا رو نکنید

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥
تگ ها :