یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

الگو

با بانوی عزیز داشتیم لیمو شیرین میل میکردیم و تی وی تماشا مینمودیم که ناگهان دستمان با یکی از تکمه های کنترل برخوردی بنمود و کانال از روی رو ماهواره  به تلویزیون وطنی شیفت گردید...و من صحنه ای دیدم که اشک را در چشمانم جاری نمود! آری یک مرد خپل و سیبیلو داشت ظرف میشست!

حالا بشنوید مکالمه من و بانو رو و اینکه چطور با یک جمله‌ی بانو، تمام آن همدردی ها و همذات پنداریها به تنفر تبدیل شد.


بانو : ببین! یاد بگیر

ز ذ: ببخشید حواسم به شما نبود چی گفتی؟ (آخه من محو اون صحنه شده بودم)

بانو: میگم بفرما، ببین و فقط یاد بگیر....ببین چقدر خوب و راحت داره ظرفا رو میشوره

ز ذ:منو باش که این همه کمکت میکنم و آخرش هم انگار نه انگار... تو دیگه خیلی پر توقع شدیعصبانی

بانو: نه بابا منظورم این نبود...

ز ذ: پس چی بود!

بانو: میگم  یاد بگیر موقع ظرف شستن دستکش بپوش! ببین اینم دستکش پوشیده!

 

پ.ن

اگه فکر کردید بانو برای حفظ سلامت پوست دستهام گفته زهی خیال باطل...من بعد از ظرف شستن یک لایه ضخیم از کرم نرم کننده و مرطوب کننده گرون قیمتش به دست و صورت و پاهام میزنم

پ.ن واقعی:

از تمام دوستان برای اینکه وقت نمیکنم سر بزنم و جواب کامنتشون رو بدم معذرت خواهی میکنم

پ.ن اخلاقی:

اینقدر به همسر و فرزندانتون نگویید "ببین!!! از فلانی یاد بگیر" طرف نه تنها یاد نمیگیره بلکه از اون الگو متنفر هم میشه... برخی خانم های عزیز اینجا رو به همسران عزیزشون نشون دادند و این شده که طبق آخرین نظرسنجی ها محبوبیت زن ذلیل 6 برابر کمتر از قبل شده و از 1.5% به 0.25% تقلیل پیدا کرده...بچه هم که بودم کل بچه های محل از من متنفر بودند...چرا؟ چون من درسخون و جنتلمن بودم و پدر و مادر ها به روشی نادرست میخواستند با مثال زدن من بچه خود را تحریک کنند که درس بخواند ولی بچه در اثر این مقایسه ها عقده ای میشد و به اعتیاد رو می آورد...در نهایت با مشخص شدن ابعاد روانشناسی این معضل و آگاهی دادن به والدین نسبت به اثرات سوء این نوع مقایسه ها، بنده به عنوان عنصری خطرناک و ناسازگار از جامعه طرد گشتم.

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٤
تگ ها :