یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

توالت نوشته ها/شایعات

 

اینجا هر چرت و پرتی که دلم میخواد میگم...بیشترشون هم یا تهوع آورند یا شایعه!

 

وقتی زذ مینیمال مینوسید:

با سرعت از کنارم گذشت...حتی از اینکه به من سلام کنه شرم داشت...عطر مخصوصش در فضا پیچیده بود...برگشتم، او را دیدم که هنوز به سرعت گام برمیداشت...نگاهم را بدرقه راهش کردم و در دلم با خود گفتم....طاقت بیاور رفیق، تا توالت فقط چند قدم باقی مانده!

 

وقتي زذ ريسك پذير شد:

به تركه ميگن تا حالا بزرگترين ريسكي كه كردي چي بوده ؟

ميگه ايلده يه بار كه ايسهال بودم، گوزيدم!

- من هم چند روز پيش اجبارا اين ريسك رو كردم كه متاسفانه جواب ندادچشمک

 

نیکول کیدمن درگذشت

به گزارش زی ذی پرس، نیکول کیدمن شب گذشته درگذشت.

به نقل از شاهدان عينكي ماجرا، اين بازيگر فوق ستاره هاليوودي ديشب در حاليكه در يكي از كوچه پس كوچه هاي بورلي هيلز دنيال آلو ترش ميگشت، دچار درد زايمان شد و جهت وضع حمل به بخش اورژانس بيمارستان مك كورميك واقع در يكي از مزارع استراليا منتقل شد(زادگاه نيكول- هميشه من و اون خدابيامرز همديگه رو  به اسم كوچيك صدا ميزديم). كه متاسفانه در مسير بيمارستان ماشيني كه آمبولانس نيكول را تعقيب ميكرد به علت استفاده از موبايل در هنگام رانندگي از مسير جاده منحرف شد و به دره سقوط كرد.

آخرين تصاوير ظبط شده در دستگاه موبايل راننده سمج حاكي از اين بوده كه راننده تا كمر از پنجره بيرون آمده بود تا بتواند از صحنه هاي ناليدن و هوار كشيدن نيكول كيدمن  درون آمبولانس فيلمبرداري كند.

مسئولان راهنمايي رانندگي در اين خصوص متذكر شدند كه ممنوعيت استفاده از موبايل در هنگام رانندگي تنها به مكالمات تلفني محدود نميشود بلكه شامل فيلم برداري هم ميگردد!

اما اين تنها خبر بد ديشب نبود و نيكول كيدمن ديشب در سن 39 سالگي روي تخت بيمارستان، زير دستگاه اكسيژن، كنار خيل عظيم هواداران كه همگي براي انجام كمكهاي اوليه (تنفس دهان به دهان و ماساژ قلبي)صف كشيده بودند، جلوي چشمان نگران چند كانگرو و كوالا، آخرين زور نافرجام خود را زد و بي هيچ مقدمه اي سر زا رفت!

پزشك معالج وي در خصوص اين ضايعه جهت همدردي با هواداران نيكول كيدمن گفت:

"ببخشيد كه مرد"

وي علت فوت آن مرحومه را "ضعف بنيه و ريقو بودن بيش از حد" عنوان نمود!

 

(لطفا اگه با اين متن حال كرديد و هوس انتشار آنرا داريد، با خيال راحت ولي با ذكر دقيق منبع كپي كنيد)


دليل بسياري از طلاق ها:

 

یکی از مشاوران خانواده گفت:

مشکل از اینجا شروع میشه که آقایون دم به دقیقه یه چیز کوچیک رو گنده میکنن و میافتن به جون خانوماشون!

 

 فکر کنم سیاست غرب اینه که با وارد کردن لارجرباکس میخوان به این مشکلات دامن بزنن!اما از شوخی گذشته میدونم که خیلی از بانوان با خوندن این خبر ته دلشون میگن اگه اینطور بود که دیگه مشکلی نبود.(قصد توهین ندارم...مقصد ارشاد آقایون بود)نکته قابل توجه در آمار طلاقهای ایرانیان اینه که ثابت شده در اکثر موارد عدم رضایت ج نس ی یکی از عوامل اصلی طلاق بوده.

وقتي ز ذ فلسفي - سياسي ميشود: علم بهتر است یا ثروت؟

: بابا علم بهتره یا ثروت؟

-: عجیبه که همچین سوال مزخرفی هنوز در جامعه مطرح میشه

-: علم بهتره بابا جان

:چرا بابابي؟

-: ما اينو ميگيم تا ك و ن ثروتمندا بسوزه و دلمون خنك بشه

:اگه مامان اينجا بود بخاطر اين حرف بي ادبي كه گفتي بستگان دور و نزديكتو به ماتحتت ضميمه ميكرد

-: يكي دو بار كه دير بردمت ماميتو عوض كنم ميفهمي كه نبايد با من كل كل كني

: بي جنبه!

پسر بزرگ شد و فهميد همه اين حرفا در واقع بازار گرمي بوده براي فروش علم به ثروتمند ها

نوه بابا بزرگ شد و فهميد همه اين حرفا كه علم از ثروت بهتره سياست خود ثروتمندها بوده براي اينكه تعداد دانشجو  و دانشمندها زياد بشه (دانشگاه آزاد، پيام نور، شبانه، غيرانتفاعي، مجازي و اينترنتي و...)و ارزش علم (با توجه به عرضه و تقاضا) كمتر شه تا ارزونتر بتونن بخرند.

نابرد رنج گنج ميسر نميشود:

هميشه اون چيزي برات با ارزشتره كه بيشتر براش زحمت كشيدي...براي همين وقتي يبوست هستم، توليدات آرايشي بهداشتي خودم كه با هزار زور و زحمت حاصل شدند رو خيلي بيشتر دوست دارم...طوريكه حتي دلم نمياد سيفون رو بكشم!

فهميدم! (به سبك توالتي)

امروز به يه توالت عمومي مشرف شدم كه خيلي تر تميز بود، درب توالت را كه باز كردم يه 2-3 متري با سنگ بدبخت توالت فاصله داشتم...اين توالت برعكس طولش، از عرض كمي رنج ميبرد(در حد 80 سانت)...بعد از كلي سلام و احواپرسي با مگس هايي كه به احترام بنده پا شده بودند و تعجب از سبك معماري منزلشان، آمدم كه بنشينم ديدم يك نفر از پشت با چيزي شبيه لوله پوليكا ما را مورد عنايت خفيفي قرار داد!

با استرس فراوان و با چشماني پر غيض برگشتم و ديدم كه خبري نبوده و اصلا كسي نبوده. جناب آقاي سيفون با لوله خود لاي دوتا پاي ما رو نوازش فرموده بودند!

وقتي كه بالاخره با يك دست فرمون عالي و بدون برخورد به در و ديوار توانستم جلوس كامل كنم. ديدم كه شير دستشويي دقيقا در دهان بنده جاي گرفته و پيشاني من بر ديوار رو به رويي بوسه ميزند.

با خود گفتم اين زاويه را براي سنگ توالت حتما از اين جهت انتخاب كردند كه بيشترين فاصله را با زاويه قبله داشته باشد و كاملا توجيه گشتم.

بلند شدم كه برم، باز هم مورد عنايت ويژه سيفون قرار گرفتم، خواستم لب به دشنام بگشايم، كه ناگاه نداي درونم با من گفت: در راه اسلام دو بار انگول شدي خوش به سعادتت!

فهميدم! (به سبك حاجي)

دستي به سيبيلهام كشيدم و مرتبشون كردم

انگشتم بوي عجيبي ميداد!

بوي گه!

فكر كردم كه اين بو رو از كجا گرفته...

ناگهان لبخندي از جنس فهميدم بر لبانم نشست

يادم اومد كه جديدن به توصيه دوستان پس از دفع نقطه چينها، ماتحت خود را به اندازه يك بند انگشت از داخل تميزسازي ميكنم!

فكر كنم خيلي مفيد باشه...اثرات مثبتش رو كم كم دارم ميبينم!

 

گل واژه ها

تا حالا به واژه "لاپوشوني" فكر كرديد؟ "پادرميوني" چطور؟فلاني لاپوشوني كرد...لاي چي رو پوشوند؟   فلاني براي بهماني پادرميوني كرد...فلاني پا به اين بزرگي رو در ميون بهماني كرد؟ يا يعني يه چيزي تو مايه هاي بي ل آخ بش داده؟

مو لا درزش نميره! درز كاجاش؟

اگه تونستي به اين ليست اضافه كن لطفن...لذتي ميده كه معادل حل كردن يك جدول كلمات متقاطع از نوع بسيار سخته

+