یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

به یاد شاملو

میخواستم به طنز بنویسم که

لامصب تو روز روشن تا دید هیچ ماموری نیست چشم هاشو رو همه ی ارزشهای انسانی بست  و به خط عابر پیاده تج.اوز کرد! 

یکی بهش تذکر داد...

اونم در جواب گفت تقصیر من نبود...اگه این خط کشی رو دو متر اونطرف تر میزاشتن حالا زیر چرخهای من نبود!

تازه اگه خیلی دلتون میسوزه وقتهایی که چراغ قرمزه جلوی خط عابر پیاده نرده بکشید که کسی هوس نکنه از روشون رد بشه

اما واقعن قضیه خیلی تلخه

تلختر از اونکه بشه با شوخی و خنده از کنارش گذشت

ادامه مطلب   
نویسنده : زذ ; ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۳۱
تگ ها :

بدترین احساس در یک خیابان شلوغ !

خیلی حس بدیه که در یک خیابان شلوغ و پر ازدحام مشغول قدم زدن باشی و حس کنی  که یه عمره که تنهایی!

این احساس تنها بودن در جمع خیلی حس بدیه

اما باید دونست که هیچکس تنها نیست...

کسایی که عاشق هستند دیگه هیچوقت تنها نیستند

اونهایی هم که هنوز عاشق نشدند فقط کافیه که به خدا به عنوان یه همراه همیشگی ایمان داشته باشند...

خوشبختانه من علاوه بر خدا یه فرشته هم دارم که تا آخرش باهامه و هیچوقت تنهام نمیزاره... خیلی نوکرتم بانو جان

اگه به این درجه برسید که به حمایت های خدا ایمان داشته باشید و بدونید که هیچوقت شما رو تنها نمیزاره...اون وقت توی یک خیابون شلوغ و پر ازدحام وقتهایی که تنها  هستید بدترین حسی که میتونی داشته باشی اینه که ...

در حین قدم زدن شورت مبارک سر بخوره و بره لای اونجایی که نباید بره و با هر قدمی که برمیداری این حس انگولیدگی بیشتر و بیشتر مثل خوره بیافته به جونت طوری که حاضر باشی برای رها شدن از این حس بد و غیراخلاقی وجود جمعیت رو ندیده بگیری و با یک سری حرکات  و کش و قوس های کلیشه ای و تکراری و تابلو!!! اون تکه پارچه ی ناخلف رو از منطقه ی ممنوعه خارج کنی...

حس بدتر از این میدونید چیه؟

اینه که کلی زحمت بکشی و بیخیال آبروی خودت در چشم حضار بشی و اوضاع رو به حالت نرمال برگردونی... اما بعد از چند قدم ببینی که روز از نو روزی از نو !

.....................

مناسبت این متن:

خانم های عزیزی که برای روز مرد به همسرشون شورت هدیه میدهند لطفن شورت ها رو در اندازه ی واقعی خودش تهیه کنند...نه خیلی گشاد که چین بخوره و بره فی ما بین شوهرتون و نه خیلی تنگ که خدایی نکرده از ناحیه ی دیگه هم  دچار احساس بد نشوند...ترجیحا همسرتون رو با خودتون ببیرید که پرو کنه...و یا اگه قصد سورپرایز کردن دارید میتونید از آقای فروشنده یا هر رهگذری که هم سایز اقاتون بود بخواید که بپوشه و چند قدم راه بره ببینه راحته یا نه...

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٢
تگ ها :

برنامه نود

سلام

دیشب برنامه نود رو تا نصفه هاش دیدم...شما هم دیدید؟

حتمن دیدید اهوازی هایی که باهاشون مصاحبه میکردند چقدر با لهجه صحبت میکردند؟ دیدید بعضی کلمه ها رو جابجا میگفتند و کلن خنده دار حرف میزدند؟

اما متوجه شدید که یک بار هم نگفتند که ما اذیت شدیم ... همش نگران تهرانی ها بودند که حالا تو این خاک چطور میخوان بازی کنن ... خیلی با مرام بودند...خیلی فدا کار بودند! حالا الفاظ غلط بود به کنار ولی معنی حرفهاشون انسانیت و مردم دوستیشون رو نشون میداد.

بی وجود ها

لامصبها

بدبختها

بی غیرتها

تا کی میخواین خودشیرینی کنید

تا کی میخواید از خودگذشتگی خصلت خوب شما باشه؟

تا کی میخواید جیک نزنید و مدارا کنید

تا کی میخواید خودتون رو کمتر از باقی جاها بدونید

تا کی حق و حقوقتون رو مطالبه نمی کنید که بزارند به حساب نجابتتون

ای تف به اون نجابتتون

کی به شما یاد داد که مدارا کردن و کوتاه اومدن و فداکاری برای دیگران از صفات مردمان خوبه؟

شما خوبید؟ برای کی خوبید؟ برای همون دیگران؟!

.....................................................

دوستان خوبم

نمیدونید چقدر کرمانشاه خوش گذشت

نمیدونید این رفیق ما و خانوادش چقدر سنگ تمام گذاشتند تو مهمون نوازی

جای همتون خالی!

خیلی دلم واسه رانندگی تو جاده های کوهستانی تنگ شده بود.

خیلی دلم واسه یه حس دوست داشتنی تنگ شده بود

اینکه من پشت فرمون باشم و بانو بغل دستم

و ببینم که چقدر راحت و آسوده جانش رو سپرده دست من

رانندگی تو جاده هیچ ریسکی رو قبول نمیکنه و اولین اشتباه ممکنه آخرین اشتباه باشه

لطفن تو جاده ها عجله نکنید و سبقتهای مطمئن بگیرید.

...................................

اگه احیانن به احتمال یک در میلیون یکی از مسئولان خوزستان این متن رو میخونه

ای تف به مسئولی که برای خوشآیند بالا دستیش کار میکنه

دست مریزاد به اونی که پای حق مردمش می ایسته و براشون خون جگر میخوره

..............

بعضی وقتها تو اخبار ما نشون میدن که نماینده های مجلس فلان کشور دارند با هم زد و خورد میکنند که ما بگیم وااای چقدر وحشی هشتند این چینی ژاپنی ها

ولی ما میگیم ایولله به غیرت این نماینده که برای گرفتن حق مردمش حتی حاضره گلاویز هم بشه

..................

خوبید بچه ها؟

من به مدت یک ماه اینجا چیزی نمینویسم...شاید هم وقت نکنم بیام کامنت بخونم و بزارم...خلاصه اگه ازم خبری نشد فکر بد نکنید

 

 

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٧
تگ ها :

جواب سوال هدیه روز زن

اینجانب زی زی به مناسبت روز زن برای همسر مهربانم یک عدد پوست کن درجه یک گرفتم که خدایی نکرده مواقعی که میخوان پوست من رو بکنن... دست هاشون اذیت نشه...پوست هم حروم نشه

دیروز هم امتحانش کردیم ... خیلی خوب جواب داد...بانو جان با استفاده از این ابزار "High-Tech" بدون اینکه گوشتم کنده بشه پوستم رو کاملن قلفتی و بی هیچ دردسری کندند! و قرار شد بزاریمش برا پا دری

دوستان عزیز فعلن تا یکی دو هفته نوک انگشتام موقع تایپ میسوزه...وقتی پوست جدید در اوردم میام و بازم آپ میکنم .

برنده این مسابقه هم سوگل 2 اعلام میشه چون تونست جواب درست رو زود تر از بقیه بگه!

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧
تگ ها :

هدیه روز زن!

ق ن :قبل از هرچیز این پست رو ببینید...البته خودم مفصل حرف دارم در موردش...ولی فعلن وقت نمیکنم

......................................

سلام و تبریک

چون اکثر خواننده های اینجا رو جماعت نسوان تشکیل میدهند به ناچار روز زن را همینجا به همه تبریک عرض میکنم و از اینکه خدمت تک تک عزیزان نتونستیم برسیم و جداگانه روزشون رو تبریک بگیم خرسندیم!

من و بانو مثل دو تا دوست همیشه همراه و یاور همدیگه هستیم...هیچ وقت تنها نمیزاریم همدیگه رو...خلاصه به طرز اعصاب خوردکنی همش با همیم!!!...طوریکه برای پیچوندن همدیگه و خرید هدایا هم به مشکل برمیخوریم...

خلاصه تنها وقتی که میتونم بدون تابلو شدن برای خرید هدیه اقدام کنم در زمان کاری اداره هستش...قابل توجه اقا صابر عزیز!!!

اولش گفتم برم عروسک بگیرم که خیلی وقته از این حرکات لوس انجام ندادم...دیگه وقتشه

رفتم تو اسباب بازی فروشی...یه عروسک خیلی با نمک دیدم که خیلی خوشکل بود...یه کفشدوزک بود که خیلی گنده بود...اندازه 2 تا متکا بود!!! لبخندش خیلی دلنشین بود...وقتی از تو قفسه برام اوردنش پایین دیدم بالهاش مثل شنل هستند و یه مقداری آدم رو یاد بال سوسک مینداختن...با خودم گفتم حتمن بانو به جای اینکه خوشش بیاد، ازش میترسه...وقتی میرفتم بیرون فروشنده خیلی مودبانه به من گفت شما چند روز پیش هم اومدید اینجا ولی چیزی پسند نکردید...دنبال چیز خاصی هستید؟

زذ: بله ولی هربار اومدم اینجا پیداش نکردم

فروشنده: میشه برام توضیح بدید ؟ شاید بتونم کمکتون کنم

زز: حالا باز هم میام و بیشتر راجع بهش صحبت میکنیم

و فروشنده با دهان نیمه باز رد پای مرا تا پیاده رو بدرقه کرد (کسی نیست بگه خب مث آدم بگو از مغازه خارج شدم)

بعد یادم افتاد ....

بیخیال طولانی میشه...

خلاصه بعد از اینکه کل مغازه ها رو بررسی کردم...رفتم از یه جای شیک و ردیف یه گلدون و چندتا گل مصنوعی واقعن زاغارت خریدم...و چون خانم مغازه داره از من خوشش میومد یه گل اضافی هم برداشتم و با شرط اینکه اگه بانو حتی مقدار کمی هم خوشش نیومد پسشون میدم اجناس رو خریدم و راهی خونه شدم....

باز هم برای اینکه طولانی نشه...

بانو جان هدیه را نپسندیده بود و  کمی رفته بود تو خودش...وقتی که من گفتم اگه نخواستی میتونیم ببریم و پسشون بدیم...با خوشحالی استقبال کرد و  حتی چند قطره اشک شوق ریخت و من بالاخره اینجا بود که موفق شدم بانو رو خوشحال کنم!

عصر رفتیم اجناس رو پس دادیم و از همونجا با 4 هزار تومان یک هدیه ی بسیار جالب براش گرفتم

هر کس تونست بگه چی بوده یه جایزه نفیس و ارزنده پیش من داره

 

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤
تگ ها :

باید چند سال صبر کنم؟

از همان ابتدای ازدواجمان این دو مناسبت تولد همسر عزیز و روز زن نزدیک به هم بودند

الان دقیقن حالت وقتهایی رو داره که ماه رمضون میوفته تو عید! باید یه 2-3 سالی صبر کنم تا خوب از هم فاصله بگیرند!

پارسال جالب ترین پیامکی که در باره روز زن خوندم این بوده:

با پرداخت هدیه روز زن، تا یکسال بیمه ی بدنه شوید

 

منم ساده لوح!...پرداخت کردم

امسال که به بدنه ی خودم نگاه میکنم، میبینم نمیصرفه بیمه اش کنم

 

این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست

                                              روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم!

دوست هم که خیلی ضد حال زده به ما ... مخصوصن اینکه تو ایران اون هم تو اهواز ما رو خلق کرده...منم عمرن اگه این جان عاریتی رو سالم و در حد صفر و بدون رنگ تحویلش بدم...نهایتش اینه که میگه تحویل نمیگیرم...من هم میگم چه بهتر....اول و آخر مال بد بیخ ریش صاحبش

....................

اما حساب بانو جان از حساب خداوند متعال جداست...هرچند از او نیز انتظار بخشش کریمانه میبریم

میگن هدیه ی روز زن تو روحیه ی خانم ها تاثیر خیلی عجیبی میزاره...و توصیه ی من به همه ی آقایون اینه که حتمن خودشون و روحیه ی لطیف خانمشون رو با این حرکت بیمه کنند... میدونید که؟...بحث چشم و هم چشمی بین تمام زن های ایرانیه که تو یه روز یهو خودشو نشون میده

ای بگم خدا چکارش کنه...اونی که این روز رو ابداع کرد...

........................

بازم احساساتی شدم

هرچند با آمدنتون به دنیا ...کلی به مادرتون حال دادید و اونو سرگرم کردید....ولی خب اون بنده خدا ها هم امیدشون به همین یک روز و تبریک و قدردانی شماهاست...

............................

در نهایت از خدای بزرگ ... آن خالق توانا .... آن آگاه به تمام امور... ضمن تشکر و تعظیم... سوالی دارم... انصافن چطور تونستی موجودی خلق کنی که این قدر بامزه باشه؟...منظورم اینه که عجیب باشه...یعنی متفاوت باشه....چطور تونستی؟

این همه تفاوت توی آدمها رو چطور تونستی خلق کنی؟...

برای من شناخت این تفاوتها اکثر مواقع سخته...ولی جذاب و سرگرم کنندست...مطمئنم برای خودت هم همینطوره...میدونم تو هم منتظری و با اشتیاق نشستی اون بالا ببینی بالاخره سرنوشت ما چی میشه

ممنون بابت این زندگی ...ممنون بابت دعوت ما به این جشن بزرگ و اسرارآمیز

و صد البته این جشن با وجود زن هاست که جالب میشه...وگرنه مردها که وقتی دور همند همش در حال صحبت از اهدافشونند. عجب جشن ضایعی میشد اگه زن ها نبودند... مرد و پسر قاطی!!! عروسی مختلطش خوبه... با یه همسر پایه!

خدایا هیچی هم که به من نداده باشی...اگه تو بدترین اوضاع و بیخود ترین دوران زندگیمو رقم زده باشی... با وجود بانو و عشق قشنگمون خودم رو خوشبخت ترین مرد دنیا میدونم

انصافن خیلی چیزهاست که همیشه حسرتشون رو خواهم داشت و تو به من ندادی...اما این یکی به همه ی اونها در... ممنون که لطف ویژه ای به من داشتی

اما یه خواهش ازت دارم...

حتمن پایه گذار و ابداع کننده ی روز زن رو به سزای عملش برسون!

 

 

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢
تگ ها :