یک زن ذلیل

خاطرات قابل بازگویی یک مرد زن ذلیل

مسابقه!!!

با توجه به اینکه چند مدتی سرم شلوغه و نمیتونم بیام« میخوام شما رو وادار کنم که مطالب قبلی رو بخونید.

 

با استناد به مطالب قبلی این وبلاگ بگید که ماشین ما چیست و چه رنگیه؟

اگه جواب رو پیدا کردین لطفا تو پیام خصوصی بگید.

به برنده ها هدیه ارزشمندی ندارم بدم جز یه نیم سکه!

  
نویسنده : زذ ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
تگ ها :

باید بیشتر حواست رو جمع کنی

امروز اول خانم گرامی را به اداره منفوره اش رسانیدم و بعد به علتی نامعلوم تخته گاز راه اداره ... خودم رو در پیش گرفتم. از آینه بغل دیدم که یک پراید سفید قصد کرده از ما سبقت بگیرد و به هیچوجه کوتاه بیا نیست. من هم چون به فرمایش حضرت علی در کار نیک (در اینجا شتاب برای خدمت به خلق خدا) باید از دیگران سبقت گرفت، 99 درصد وزن خود را روی پدال گاز گذاشتم و با دست فرمونی تحسین برانگیز شروع به لایی کشیدن کردم. خودم هم از این همه مهارت در راه گرفتن از سایرینی که حتی مجال بوق زدن هم پیدا نمیکردند، متحیر مانده بودم و مطمئنم که در اعماق وجودشان مرا ستایش میکردند!

به آینه نگاه کردم دیدم آن پراید خیلی عقب افتاده، اندکی شل کردم تا خود را برساند و چالش جذابتری داشته باشیم، که نا گاه فرصتی بینظیر برایش پیش آمد!

ادامه مطلب   
نویسنده : زذ ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۳
تگ ها :

مدیریت اقتصادی

قرار گذاشتیم بجای خرید ماشین ظرف شویی خودم اقدام به این عمل حسنه بکنم و البته

ادامه مطلب   
نویسنده : زذ ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢
تگ ها :

دفاع شخصی

فکر کنم تا امروز در 70% پیامهایی که داشتم نوشته شده بوده که : خااااک بر سرت!

من هم قصد دارم در دفاع از خود بگویم:

خاااک بر سر خودت! (مطلب ادامه دارد)

ادامه مطلب   
نویسنده : زذ ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
تگ ها :